هوا سرد است من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظهها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم چه فرقی میکند فصل بهاران یا زمستان است؟ تو را هر شب درون خواب میبینم…
تمام دستههای نرگس دیماه را در راه میچینم و وقتی از میان کوچه میآیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک میبینم به خود آرام میگویم:
دوباره خواب میبینم!
دوباره وعدهی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دستههای نرگس دی ماه را در راه میچینم
برچسب:
نویسنده: آرمان نعمتی
تاريخ: شنبه
2 بهمن
1395 ساعت: 3:17